بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
132
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
زود بيرون فرستد و آنجا كه خارش رنجه مىدارد بلتهء نرم و يا پر مرغ بايد خاريد و دستهاى مريض را در كيسهاى نرم بايد كرد تا به ناخن شيرها را زخم نكند و بچيزها مشغول بايد داشت تا خاريدن را لختى فراموش كند و آنجا كه آبله دير پخته گردد و بمدد احتياج باشد بهبينند كه هرگاه تمام بيرون آمده باشد و نبض و نفس به حال طبيعى قريب شده و اضطراب و تا سه گم گشته طبيخ بابونه و اكليل الملك و بنفشه و خطمى و سبوس گندم اندر شيب دامان او مىدارند تا ببخار آن آب گيرد و پخته شود و چندان نمىبايد داشت كه از حرارت آن ضعف پديد آيد بلكه چون طاقت نباشد مكرر بمهلت مىدارند و هرگاه از بروز هفته بگذرد و آبله روى به خشكى نهد و دير خشك مىشود آنچه سخت بزرگ بود بسوزن زرين بشگافند بآهستگى و آب آن را بلته نرم برچيدن و برگ گل خشك يا برگ مورد يا برگ سوسن يا برگ كز كوفته و بپخته نرم بران ريختن و اندر سردى هوا چوب گز و پوست پياز و شاخ و بيخ سوسن خشك در خانه بايد سوخت و در زير دامن او هر روز چند نوبت ازينها دود كردن و در گرمى هوا چوب صندل و مورد زر دود كردن و اگر موضعى ريش گردد و گل سرخ و برگ مورد و صبر و كندر و انزروت و دم الافوين سوده و نرم بپخته بران محل بايد پوشيد و مردار سنگ و سنگ زخم و سفيد آب با بعضى ازينها پاشيدن هم نافع آيد و آنجا كه آبله غالب و پر آب باشد و بزرگ چاره نباشد از آنكه بيمار را در ميان پنبه كهنه نرم كرده دود و گز دود و برگ مورد صندل داده خوابانند و احتياط عظيم كنند تا ريش نگردد و اندر ميان ريگ سخت نرم بايد خوابانيد و در گرما و سرما به شرطى كه گرمى و سردى آن را رعايت كنند عظيم نافع آيد و در ميان آرد ارزن و آرد جو هم نيكو بود و ميان سودهء برگ گز و مورد گل خشك و شاخ سوسن خشك هم نيكو بود و در ميان گل سرشوى و شب يمانى سوده و بر روى بستر نرم آگنده سخت مفيد آيد و نمك آب بر آبله درست زدن در خشك شدن آن را يارى دهد و نمك اندر طبيخ اين برگها افگنده اقوى بود هر محلى كه زخم شود مرهم كافورى سود دارد و دود گز را خشك كردن و بصلاح آوردن ريش در جمله اوقات نفع عظيمست و هرگاه آبله خشكريشه پديد آورد اگر دير مىريزد و در شيب آن رطوبتى نيست روغن نيمگرم بران بايد چكانند تا زود بيفتد و اگر در شيب آن ترى باشد و خشك نمىشود بميعادى كه دستورست آن را به بخار آب گرم نرم بايد ساخت انگاه بآهستگى برداشتن و ديدن تا غورى دارد و يا نه اگر عمقى دارد و روزى از صبر و مرد و زردچوبه و مردار سنگ و سفيد آب ار ريزد اقليمياى سيم سازند و بران باشند تا آن را برآورد و اگر عمقى ندارد و با پوست برابرست شب يمانى